به تازه گی تابلوئی منقش به حدیثی ازپیامبر اکرم (ص)راجع به سرپرستی ورسیدگی به ایتام درتمام ادارات شهرستان نصب کرده بودیم که این ماجرا اتفاق افتاد:
ازدر اتاق وارشد هنوز پر ازهیجان بودوداشت اشکهایش را پاک میکردنشسست وخواست حامی سه یتیم شود روبه من کرد وگفت خوش به حال شما که چنین کاری داریدخودش ادامه دادمدتی بود که درکارم گره افتاده بودوکارم انجام نمی شد امروز صبح دوباره رفتم جهت انجام کارم وشانسم راامتحان کنم قبل ازاینکه وارد اتاق رئیس بشوم نگاهم به دیوارخیره شدکه تابلوئی روی آن نصب کرده بودن که روی آن حدیثی ازپیامبراکرم (ص)نوشته شده بود بااین مضمون من وکسی که یتیمی رااداره کندهردودربهشت هستیم،همانجا نذرکردم که اگرکارم شد به کمیته امدادبروم وسرپرستی سه یتیم راتقبل کنم وارداتاق رئیس شدم گوئی منتظرم بودهنوز چیزی نگفته بودم که گفت بفرمااین هم پرونده شما که تائید شده باورم نمی شد پرونده ام رابرداشتم وتا کمیته امدادیکسره دویدم وحالااومدم که نذرم را اداءکنم،من نیز فرمها رادادم پرکرد ورفت .....